|
هزاره روان شناسی فقط امروز ،انسان ساخته افكار خويش است به ياد داشته باش اگر زمان را مديريت نكي زمان مدیريتت ميكند
| ||
|
«ماریا مونته سوری» در 21 آگوست 1870 میلادی در حومه شهر آنکونا کشور ایتالیا به دنیا آمد. او فرزند یک خانواده بسیار متمول بود که از همان ابتدا فرصتهای فراوانی برای رشد و بالندگی در اختیار داشت. مادر «ماریا» زنی تحصیل کرده و فرهنگی بود که در تربیت فرزند دخترش نهایت سعی و کوشش خود را انجام داد. با تمام روشنفکری مادر ماریا، پدر او ،فردی بسیار سنتی بود و از کارها و فعالیتهای دختر خود هراسناک بود. گفته میشود زمانی که مانتیسوری در سن 10 سالگی شدیداً مریض شده بود، رو به مادر نگران خود گفته بود: « نگران نباش مادر، من نمیتوانم بمیرم ، بسیاری چیزهاست که باید انجام دهم .» پس از اتمام تحصیلات عمومی ، وقتی ماریا مونته سوری با حمایت مادر در دانشکده پزشکی ثبت نام کرد ، پدرش که یک کارمند موفق دولت بود برآشفته شد و این کار را توهینی به پیشینیهی خانوادگی خود دانست.
ماریا اولین دختری بود که در کشور ایتالیا از دانشگاه پزشکی فارغ التحصیل شد. طبیعی است که کار کردن در چنین شرایطی ساده و راحت نبود. بسیاری از بیمارستانها و مراکز بهداشتی حاضر به استخدام یک پزشک زن نمیشدند و یا بیماران ، پزشکان مرد را به پزشک زن ترجیح میدادند. 13- ماریا مونته سوری مبارزه دیگری را آغاز کرد. در همین سالها نام مونته سوری برابر با جسارت، گستاخی و سرسختی او در کار و آرمان هایش بود. به دلیل سختی بازار کار، او سرپرستی یکی از مراکز کودکان بیمار و معلول را پذیرفت ودر همین سالها سعی کرد که فرصتهای فراوانی را برای بهداشت و درمان آنها فراهم کند. او درحین کار متوجه برنامههای آموزشی و تربیتی کودکان شد. او دریافت که محیط این گروه از کودکان هیچ فرصتی را برای به وجود آوردن تجربههای نو و ارزشمند فراهم نمیکند. به همین دلیل سعی کرد تا برنامههای متعددی را در این زمینه برای کودکان معلول به وجود بیاورد. 14- کار برای کودکان از همین سالها برای او جدی و مهم شد. وقتی که عرصهی فعالیت برای او تنگ شد، تصمیم گرفت که در حوزهی تعلیم وتربیت ، فلسفه و مردم شناسی مطالعه کند. باز هم به دانشگاه بازگشت و در این رشتهها به تحصیل مشغول شد. 15- او که از دوران کودکی تحت فشار برنامههای آموزشی خشک مدارس بود، تصمیم گرفت تا فرصتهای متنوع دیگری را برای کودکان فراهم کند. او در این مسیر آموخت که نمیتواند به شیوه کارشناسان رفتار نگر کودکان را مجبور به فراگیری یکسری از اصول و یا اطلاعات کند. او معتقد بود که کودکان باید حق انتخاب داشته باشند و در انجام کارهای خود آزادی را تجربه کنند. به این منظور الگویی جدید را در آموزش کودکان خردسال آغاز کرد. 16 - در سال 1906 مسوولیت یک مرکزبا 50 کودک بسیار فقیر ، در یکی از محلههای فقیرنشین حومه رم (محله سنت لورنزو) را، به عهده گرفت. مردان و زنان این محله مجبور به کار در معدنهای مختلف بودند و یا به شغلهای بسیار سخت و طاقت فرسا تن میدادند. کودکان این خانوادهها در محیط بی روح، بی رنگ و فاقد امکانات اولیه زندگی میکردند. در ابتدا مونته سوری قرار بود که به وضعیت بهداشتی این گروه از کودکان بپردازد، اما با تجربههای قبلی و با دانشی که به دست آورده بود، به برنامههای آموزشی کودکان پرداخت و سعی کرد تا فرصتهای متنوع آموزشی را برای این گروه از کودکان به وجود بیاورد. 17- در این مدرسه که سرای کودکان نام داشت او متوجه شد که کودکان محروم حتی در چنین مناطقی برای یادگیری شور و شوق دارند و از آموختن لذت میبرند. به عبارت دیگر او متوجه شد حتی اگر بر خلاف رفتارگراها با پاداش و تنبیه انگیزههای بیرونی کودکان را کنترل نکنیم، انگیزههای درونی کودکان برای یادگیری به مراتب قوی تر است. بدین ترتیب او نظریه انگیزههای درونی را در برابر رفتارگراها مطرح کرد و به دفاع آن پرداخت. 18- با آشنایی مونته سوری با روان شناسی گشتالت، از پیروان این دیدگاه روان شناسی شد و توانست الگوی آموزشی این دیدگاه را در مراکز آموزشی خود اجرا کند. در سال 1909 میلادی روش خود را در آموزش کودکان به طور رسمیاعلام کرد و گروهها وافراد مختلف را برای بازدید از مرکز خود دعوت کرد. مونته سوری بیش از هر چیز تلاش کرد تا با فراهم کردن وسیلههای مختلف ، مهارتهای کودکان را ارتقا دهد و آموزشهای پایه ای را برای کودکان محروم به وجود بیاورد. 19- خبر فعالیتها و موفقیتهای او خیلی زود در سطح کشور پخش شد. پس ازمدتی مراکز دیگری در بخشهای مختلف شهر رم تاسیس کرد و گروههای مختلف کودکان جذب این مدرسهها شدند. چیزی نگذشت که افراد سرشناس شهر مایل بودند که فرزندان خود را به مرکز مونته سوری بسپارند. ماریا مونته سوری در سمینارها و نشستهای مختلفی در سراسر کشور شرکت کرد و سعی کرد تا دیدگاه خود را به دنیا معرفی کند. دیدگاههای او در آموزش کودکان همراه با اصلاحات اجتماعی بود که از دید بسیاری از دولتهای فوق خوشایند نبود. 20. با روی کار آمدن موسولینی در ایتالیا، مونته سوری به عنوان تبعید سیاسی به اسپانیا رفت اما در آنجا هم سعی کرد که مراکز آموزشی خود را راه اندازی کند. از آن تاريخ به بعد، شهرت ماريا مونتهسوري كه بهنظر ميرسيد در ايتاليا كمرنگتر شود، در خارج از كشور گسترش بيشتري يافت. خطر و هراس وقوع جنگ در خارج از ايتاليا كه تقريباً تمامي مردم اروپا را نگران كرده بود، مانند باري بر روي دوش مونتهسوري سنگيني ميكرد. نگرانيهاي عميق او ناشي از مسائل و مشكلات سياسي جنگ نبود، بلكه به دليلِ ايجاد مشكلات در جوامع انساني بود . اين مسائل بهطرز شگفتآوري او را بهسوي مشكلاتي كشاند كه در دوران جوانياش در رابطه با كودكاني كه در سن رشد بودند با آنها مواجه بود. قدرت فكري فوقالعادهي او، يك بار ديگر وي را به سمت جلو فراخوانده بود. تجربيات وي در زمينهي كار با كودكان معلول، موجب شده بود كه او به حقايق مربوط به پيشرفت انسان دست پيدا كند و بنابراين مسائل مربوط به جنگ در آن زمان باعث ايجاد يك انگيزهي قوي در ماريا مونتهسوري شد تا دربارهي حقايق جديد زندگي بشري تحقيق كند.افتخارات بین المللی مونته سوری روز به روز بیشتر وگسترده تر میشد. زنی متخصص که دنیا به حرفهای او توجه میکرد، اما در کشور خود نبود و به عنوان یک پناهنده در سطح دنیا معرفی میشد. موسولینی مجبور شد که درسال 1930 میلادی رسما از او دعوت کند تا به کشور بازگردد. او مدتی در ایتالیا ماند و به گسترش مراکز آموزشی خود مبادرت کرد. در طی چند سال نیز به معرفی برنامههای خود پرداخت و افراد بی شماری را در این حوزه آموزش داد. از آن جا که مونته سوری بر آزادی و استقلال در آموزش اصرار فراوان داشت این آموزشها با سیاستهای فاشیستی دولت موسولینی همخوانی نداشت. بدین سبب - در سال 1932، تداوم فعاليتهايش در ايتاليا به امري دشوار و تقريباً غيرممكن تبديل شد و در سال 1934 تمامي درهاي وطنش، پشتسر او بسته شدند. او بار دیگر از ایتالیا گریخت و آن وقت به دستور موسولینی تمام مدارس مونته سوری در ایتالیا بسته شدند. 21- با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1940 به کشور هلند رفت ومدتی در این کشور زندگی کرد . با پیشروی ارتش هیتلر، او از هلند به کشور هندوستان رفت و تا پایان جنگ جهانی دوم در هند ماند. او در هند مدارس و مراکز آموزشی خود را سازماندهی کرد و در همین سالها با دیدگاههای صلح طلبانه گاندی آشنا شد. مونته سوری در این سالها مبحث صلح و آموزش کودکان را در برنامههای خود دید و به عنوان یک مدافع صلح در آموزش کودکان فعالیت کرد. او در سال 1946 به انگلستان رفت و به تکمیل تحقیقات خود پرداخت. او در طی سالهای فراوان سعی کرد که از مدرسه هایی که مدافع الگوی باز و یا در مقابل رفتارگراها بودند حمایت کند. 22- ماریا مونته سوری در اواخر عمرش از طرف مراکز معتبر علمیوبین المللی افتخارات فراوانی دریافت کرد که بخشی از آنها عبارتند از : - مدال افتخار یونسکو در آموزش - مدال افتخار خانواده سلطنتی ملکه انگلستان در امر آموزش کودکان - دکترای افتخاری فلسفه از دانشگاه آمستردام
23- الگوهای آموزشی مونته سوری در کشورهایی مختلف مورد استقبال فراوان قرار گرفت. در کشور آمریکا تقریبا از دههی 80 میلادی تلاش هایی برای راه اندازی مهدهای کودک و مدارس مونته سوری آغاز شد. مدافعین و طرفداران مونته سوری سعی کردند تا با تغییرات، روز آمد کردن وبهسازی این الگو، از روشها و دیدگاههای مونته سوری در مراکز آموزشی خود استفاده کنند. در حال حاضر کشور آمریکا وانگلستان از مراکز مهم ترویج و گسترش این الگوی آموزشی هستند. همچنین صدها مرکز آموزشی در سراسر دنیا براساس چنین الگویی کار میکنند و خدمات خود را ارایه میدهند.
نظرا ت حدود نیم قرن پیش مربیان بزرگ تعلیم و تربیت مانند فروبل، پستالوزی، دکردلی و مونته سوری که از پیشروان مکتب فعال در آموزش و پرورش محسوب می گردند شیوه کار مهد کودکان را مورد سوال قرار دادند زیرا آنان برای کودکستان ها رسالتی بسیار مهمتر از سرگرم کردن کودکان قائل بودند. این مربیان با تأکید بر اهمیت دوران کودکی در شکل گیری شخصیت، با ارائه روشهای تربیتی مبتنی بر روانشناسی کودک، بزرگسالان را متوجه مسئولیت مهمی نمودند. یکی از این صاحب نظران که عقاید او بسیار مرهون ژان ژاک روسو بود، خانم مونته سوری بود. مونته سوری در تعلیم وتربیت ، بعنوان یک آموزگار پژوهشگر و یک مربی صاحب نظر از شهرت بالائی برخوردار است. نظریا ت او در تفکر رشد نگر از اهمیت بالائی برخوردار است . او از نخستین کسانی بود که مراحل حساس و بحرانی را در رشد روانی شخص بررسی و بحث کرده است. و بالاخره در رابطه با فراگیری زبان روشهای ابداعی جدید و مطلوب عرضه نمود. علاوه بر این ها او نظرات ارزشمندی در مورد صلح جهانی و بازسازی تعلیم و تربیت ارائه نمود که مورد توجه جهانیان قرار دارد. برای آشنایی بیشتر از خوانندگان محترم دعوت میکنم به آثار و مکتوبات و سخنرانی های این مربی صاحب نام که برخی از آنها در پیوست آمده است ، مراجعه نمایند. مختصرا ً به برخی از مهمترین نظرات او به صورت تیتر وار اشاره می نمایم .ماریا مونته سوری معتقد بودند که: ۱- ساختارهای شخصیت کودک قبل از دوران دبستان شکل می گیرد و این ساختار بدون شک بر رفتار، نگرشها، ارتباط او با خود و دیگران بر سرنوشت تحصیل و زندگی بزرگسالی او تأثیر عمده ای خواهد داشت. ۲- مراحل رشد کودکان شامل مراحل حساس و بحرانی است که در عمل، در هر دوره ، با کودک متفاوتی روبرو هستیم ودر آموزش باید به این مراحل و ویژگی های هر دوره توجه نمود. این مراحل عبارتند از : ۱- مرحله از تولد تا هفت سالگی که در این مرحله به ترتیب ، مراحل حساس تاکید بر نظم،پرداختن به جزئیات ،بکار گیری دستها،راه رفتن،فراگیری زبان،و... دیده میشود. مونته سوری در بیان شرایط این مرحله می گوید:«همه این فراگیری ها خودبخودی است و بدون معلم انجام می شوند و در سنین تا قبل از هفت سالگی انجام میشود و وقتی که کودک همه کارها را به تنهایی انجام داده است ،ما تازه آن موقع او را به مدرسه می فرستیم و به عنوان یک کار بزرگ سعی میکنیم به او الفبا بیاموزیم ! »همچنین ما گستاخی را به حدی میرسانیم که تمام توجهمان را روی عیوب و کاستی های کودک متمرکز می کنیم که در مقابل تواناییهای او بسیار ناچیزند. همچنین معتقد است بر حسب اینکه محیط زندگی کودک دارای تمدنی ساده یا پیچیده باشد، تار ذهنی او ( ذهن کودک را به شبکه تار عنکبوتی تشبیه نموده که در پی شکار لحظه ها و درک پدیده ها دام گسترده است. ) کوچک تر یا بزرگتر خواهد بود و به او امکان رسیدن به هدفهای کمتر یا بیشتروبزرگتر را می دهد و لذا برغنی سازی محیط تاکید می نماید. عملا ،این مرحله ،فعالیتهای موسوم به « تمرینات زندگی روزمره » را شامل می شود،و با کنار زدن حدو حدود طفولیت ، رو به سوی استقلال و خودکفایی میرود. لذا در این مرحله تمرینات بردباری ،دقت و تکرار اهمیت فراوانی دارند. ۲- هفت تا دوازده سالگی : نیاز کودک به رهایی از محیط بسته و محدود،آشنایی با فرهنگ و تمدن و تجربیات اجتماعی ،مرحله گذر از ادراک حسی به تفکر انتزاعی ،با تحول در مسائل اخلاقی ،تمایل به قضاوت کردار، ظهور وجدان ، درک مفهوم عدالت وتوجه به آن ،در این مرحله «عدالت در توزیع» در هر چیز،از تنبیه و تشویق گرفته تا هر رفتار خاص دیگر،و رعایت مساوات ،آنقدر مهم تلقی می شود که از انحراف شخصیت فرد بسوی خودخواهی و انزوا جاوگیری میکند.در این مرحله باید ها و نباید ها، تمرینات اخلاقی و ارزشی مانند کمک به ضعفا ،کهنسالان،بیماران ، همچنین تمرینات ورزشی ، راهپیمائیهای طولانی ،که موجب رویارویی با یک زندگی جدی تر و سخت تر است ، توصیه می شود. در اینجا تفاوت یک معلم که کودکان را به یک گردش معمولی می برد با تشکیلاتی مانند پیشاهنگی،آشکار می شود.اولی آنها را فقط از یک محیط بسته خارج می کندو آنها را به راه رفتن وادار میکند تا محیط اطرافشان را از طریق حواس دریافت کنند.اما این امر به هیچ وجه باعث علوّ شخصیت نمی شود چرا که کودک به طور غیرفعال در آن شرکت می جوید ، برعکس اگر بچه ها آگاهانه وبرای هدفی مشخص که آزادانه انتخاب کرده باشند،از مدرسه خارج شوند،نتیجه کاملا فرق خواهد کرد،همچون پیشاهنگی که گردهمائی آزادانه کودکان با اهداف اخلاقی است، و جذابیت آن ،با گردشهای طولانی ،شبهایی در هوای آزاد،مسئولیت هر فرد در قبال کار خود ،آتش ،اردو زدن و کمک کردن و ... با پیوستن آزادانه فرد به جامعه هم سن و سالش ، ضمن اینکه وجدان فرد راتقویت میکند، رضایت مندی خارق العاده ای نیزایجاد می کند ،چرا که دستاوردهای کودکی خویش را بکار می بندد و با حقایق آشنا می شود. تعلیم و تربیت در این دوره باید به عنوان راهنما عمل کند،چیزی که برای کودک مهم است، احساس امنیت و ارامش در بزرگسالان است.۳- مرحله 12 تا 18 سالگی : ۳-در نظر گرفتن مدرسه به عنوان محل ارائه آموزش یک دیدگاه است ،و در نظر گرفتن آن به عنوان محل آماده سازی برای زندگی ،نقطه نظر دیگری است در مورد دومی ،مدرسه باید تمام نیازهای زندگی را برآورده سازد. تعلیم و تربیتی که مبتنی بر اصلاح کودک باشد یا او را مجبور کند ماهیت واقعی خویش را انکار کند، چنین تعلیم وتربیتی کودک را به طرف ناهنجاریها سوق میدهد.برعکس دوره پیش آهنگی که کودکان را در خارج از محیط مدرسه ،با زندگی سازمان یافته آشنا می سازدهمواره در این راستا مورد توجه بوده است.
۲- كودكان بايد معلم ما باشند؛ نبايد به كودكان بهعنوان موجودات ضعيف و بيدفاعي نگريست كه نيازهايشان تنها حمايتشدن و كمك گرفتن از ديگران است، بلكه آنها موجوداتي الهياند كه از لحظهي تولد داراي زندگي پرجنب و جوشي از نظر روحي هستند و به وسيلهي فطرت هوشمندي هدايت ميشوند كه به آنها توانايي ساختن شخصيت انساني را ميدهد. از آنجا كه اين كودكان، بزرگسالان آينده هستند ما بايد آنها را بهعنوان شكلدهندهي اصلي بشريت بپذيريم. بزرگترين راز پيدايش ما در درون كودك نهفته است و آنچه انسان را به كمال ميرساند در درون او متجلي است. كودكان معلمان ما هستند. اما با درنظرگرفتن كودك بهعنوان موجودي بياراده و بدون رهنموهاي دروني، بزرگسالان او را مجبور به تسليمشدن درمقابل خواستههاي خود ميكنند. بنابراين، بزرگترها تمايلات طبيعي و حساس كودك را سركوب ميسازند و در درون او مخالفتها و مقاومتهاي سرسختانهاي را بيدار ميكنند كه به انحطاط و بيماريهاي رواني منجر ميشود. ۳- در آموزش ، اشیاء بهترین مربیان هستند ، ماریا معتقد بود اشیائی که حواس کودکان را تحریک می کند و به آنان امکان فعالیت جسمانی می دهد،بسیار میتوانند اثربخش باشند .او ابتدا مهره هایی برای به نخ کشیدن،تکه پارچه هائی برای دوختن دگمه، وصل کردن مهره ها و به بند کشیدن آنها ،و درمرحله بعد که احساس کرد کارش نتیجه مناسبی داده است ، حروف الفبا را با قطعات چوبی ساخت و با این روش خواندن و نوشتن را به بسیاری از کودکان آموخت. ۴ - یکی از نکات مهم در رشد حرکات ریتمیک است که باعث پرورش و رشد جسمانی کودک می شود ۵ - كودكان بايد راه خود را مستقلاً پيدا كنند کودک باید در فرایند آموزشی خود عامل فعالی باشد یا باید به او عنوان یک عامل فعال در فرایند آموزشی خود نگاه کرد. کودک کسی نیست که فقط در معرض اتفاقات قرار گیرد، بلکه کسی است که باید بوسیله اراده اش اتفاقات را بوجود آورد. به همین خاطر ما باید دائما" ساختمان تجربه مداومی را پی ریزی کنیم، چون کودک در هر لحظه ممکن است حرکت متفاوتی را انجام دهد. پس روش آموزش به خود کودک بستگی دارد. ۶- مونته سوری نسبت به خیال پردازی و تخیل کودکان حسی بدبینانه و انتقاد آمیز داشت و با اینکه معتقد به رعایت تمایلات طبیعی در رشد کودک بود،خیال پردازی را رد میکرد و معتقد بود کودک عاشق این است که در عوالم سحرآمیز غیر واقعی سرگردان شود اما با این کار او ارتباط خود را با دنیای واقعی از دست میدهد و داستانهای خیالی مانند جن و پری و بابا نوئل تنها او را به ساده لوحی تشویق میکندچون برخوردی غیر فعالانه دارد و فقط دریافت کننده است ،قدرت تشخیص و داوری در او پرورش نمی یابد ،در حالی که به این دو نیاز دارد.اگر بخواهیم تخیل خلاق را در کودک پررورش دهیم ،باید قدرت مشاهده و تشخیص او را در دنیای واقعی پرورش دهیم . ۷- اعتقاد به اصل یادگیری از طریق فعالیت یادگیرنده. اگر از کودک مدرسه مونته سوری بپرسند : خواندن را از که آموختی ؟ پاسخ خواهیم شنید:«از هیچ کس ،من فقط کتاب را می خوانم تا ببینم آیا میتوانم آن را بخوانم.» ۸- «آموزش براي صلح» با هدف برقراري صلح پايدار ۹- بازسازي اجتماعي و صلح با هدف آزادي و اتحاد جوامع بشري
فعالیت ها
صرف نظر از اعتقادات پايدار قبلياش در مورد اينكه كودكان بايد معلم ما باشند و نظرياتش در مورد آزادي و اتحاد جوامع بشري، وي متوجه مشكلات پيشرفت اجتماعي شد، از اين رو مبارزهاي را با عنوان آموزش آغاز كرد. مونتهسوري اعلام كرد كه هدف از آموزش، برقراري صلح پايدار و كار سياستمداران، دورنگهداشتن دنيا از جنگ است. جرقههاي انديشهي او باعث ايجاد اميدواري ميان كشورهاي اروپايي شد. تشكلات و گروههاي سياسي به پشتيباني از او برخاستند و از انديشههاي آموزشي او و ايدههايش در مورد اينكه كودكان بايد راه خود را مستقلاً پيدا كنند، استفاده كردند. هنگاميكه ماريا مونتهسوري در صحبتهايش به صلح و جنگ اشاره كرد، برداشتهاي مختلف از مفهوم اين لغات، باعث ايجاد مفهوم جديدي از نقد و بررسي شد و مفاهيم كهنه و سنتي دربارهي جنگ و صلح را از بين برد و همچنين اين برداشتها جرقهاي تازه در افكار مدرن امروزي ايجاد كرد. 32-ماريا مونتهسوري با دقتي زياد و صادقانه كه هميشه در تحقيقاتش براي يافتن حقيقت به كار ميبرد، اين مسئلهي جديد را بررسي و آزمايش كرد. او در سال 1932، در يك سخنراني معروف كه در اين پیوست این مقاله نيز آورده شده است، در اداره بينالمللي آموزش در ژنو، كه در آن زمان مركز جنبشهاي صلحآميز اروپاييها بود، دربارهي مسئله صلح سخنراني كرد. در سال 1936 يك كنگرهي صلح اروپايي به بررسي جنبههاي سياسي اين مسئله پرداخت. در آن كنگره كه در شهر بروكسل برگزار شد، ماريا مونتهسوري در مورد مسئله صلح سخناني ايراد كرد و همچنين چند تن از سخنگويان سياسي و برجسته اروپايي نيز در آن كنگره سخنراني كردند. هنگام وقوع جنگ داخلي در اسپانيا، او به لندن رفت و در انگلستان نيز در مورد صلح سخنراني كرد. در سال 1937 دولت دانمارك از مونتهسوري درخواست كرد تا در تالار پارلمان كوپنهاگ براي يك كنگرهي مهم با عنوان «آموزش براي صلح» سخنراني كند. دكتر مونته سوري در سخنرانياش به مسائلِ اخلاقي بشر اشاره كرد. تحت حمايت و كمك مالي يك مؤسسهي علمي پيشرفته، مونتهسوري در مدرسهي بينالملي فلسفه، در دسامبر1937، سه سخنراني ايراد كرد و در ژوئيهي سال 1939، همراه با گسترش و شدت گرفتن جنگ، براي انجمن جهاني مذهب، كه يك مؤسسهي مذهبي بينالمللي بود، سخنراني كرد. ماريا مونتهسوري در آن زمان تمامي تفكرات اجتماعي، سياسي، علمي و مذهبي را از ذهنش دور كرده بود. دانشگاهها، مؤسسات و انجمنهاي كشورهاي مختلف، در تصميمگيريهاي خود براي تحول و بازسازي جامعهي بشري همگام و متحد شده و دكتر مونتهسوري را بهعنوان كانديداي جايزهي نوبل صلح در سال 1949 و 1950 درنظر گرفته بودند. تلاشهاي بيوقفه و دلسوزانهي او طي سالهاي فعاليتش در هندوستان، كه از سال 1939 شروع شده بود، باعث ايجاد يك پايهي علمي دربارهي بازسازي اجتماعي و صلح جهاني شد و همچنين موجب شد كه مونتهسوري يك نظريهي منسجم و يكپارچه را براي خوانندگانش در كتابي با عنوان تفكرات جذاب ارائه كند.
اینک چکیده ای از اهم فعالیتهای مونته سوری را، برای یادآوری بیشتر بیان میکنیم : ۱ . راه اندازی اولین مرکز بهداشتی – تربیتی در محله فقیر نشین رم ۲ . تلاشهاي خستگيناپذير به منظور يافتن راهي جديد در عرصهي آموزش ۳ . افتتاح اولين خانهي كودك در ششم ژانويهي سال 1907 در شهر رم ۴ . انجام آزمايشات مكرر در مورد حالات ذهني و رواني كودكان و ويژگيهاي شخصيتي آنها و رابطه آن با روش سنتي و اضطرابآور آموزشي در خانه و مدرسه ۵ . كاركردن با كودكاني از جوامع و فرهنگهاي مختلف در سراسر دنيا ۶ . ارائهي يك نقد و بررسي دقيق از اشتباهات و آسيبهايي كه در گذشتهي كودكان وجود داشته است. هدف اصلي نوشتههاي ماريا مونتهسوري به وجودآوردن درك جديدي از تواناييها و نيازهاي كودكان، بهويژه در نخستين سالهاي رشدشان ، بدون ديدگاه منفي و منتقدانه، بوده است. ۷- نوشتن مقالات و کتاب های متعدد ۸- سخنرانی های پرشور در مورد موضوعاتی چون توجه به نیازهای کودک، اصلاح سیستم آموزشی ، آموزش برای صلح ، ۹- راه اندازی مدارس نوین با روش آموزشی کودک مداری و عمل گرایی ۰ ۱ - استفاده از آموزش و پرورش برای گسترش صلح و دوستی بین ملتها
نكات ويژه و مورد توجه در شيوه آموزشي مونتهسوري:
ساختار خاص وسايل و كاربرد آنها در كلاس موجب خلاقيت كودكان مي شود. با معرفي وسيله اي جديد، كودك هيجان زده مي شود و بعد از معرفي و شناساندن آن توسط معلم، تمام تلاشش را مي كند كه روي آن تسلط كامل پيدا كند. استفاده ي مناسب از اشيا در محيط آموزشي كودك امري حياتي است. ساختار در يادگيري كودك بسيار مؤثر است زيرا كودكان در ساختار، نظم و تكرار را مي بينند و احساس امنيت مي كنند. تمركز به دقت و آرامش و گاهي اوقات نشستن نياز دارد. براي كودك بسيار مهم است كه با هدف ثابتي خود را مشغول انجام يك كار كه خود نيز آن را انتخاب كرده است، بكند. وقتي كه بچه ها كارشان را شروع مي كنند به محل و مكاني مناسب نياز دارند تا خود همه چيز را به طور عملي تجربه كنند. زيرا آنان ازطريق تجربه بيشتر از زماني كه به آنها مي گويند كه چه كار كنند، چگونه آن را انجام دهند و در كجا به كار بپردازند، رشد مي كنند. اما همچنان توجه به برنامه هاي آموزش فردي براي تك تك دانش آموزان كلاس از اركان اصلي اين شيوه است. زمان كافي براي فعاليت هاي گروهي و رشد اجتماعي وجود دارد. كلاس هاي مونته سوري بايد كودك را تشويق به ايجاد رابطه ي هدفمند با ديگران در كلاس كند. به علت سن دانش آموزان، كمك هاي دوطرفه ي همكلاسي ها به يكديگر و احترام به استقلال كودكان تشويق مي شود، اما هرگز تحميل نمي شود. يك كلاس مناسب دربرگيرنده ي مكالمه، فعاليت هاي بيروني، موسيقي و حركت در كلاس است. وقت كافي براي بازي هاي تخيلي، موسيقي، هنر و خلاقيت وجود دارد. كودكان بايد داستان سرايي كرده و آن داستان ها را بازي كنند تا در آنها اعتماد به نفس رشد كند. بايد در كلاس ابزار هنرهاي بصري براي پرورش برخي خلاقيت ها فراهم شود. دكتر مونته سوري به وجود يك برنامه موسيقي اصرار داشته، معتقد است كه موسيقي بخشي خاص از خلاقيت كودك را رشد مي دهد. امروزه بسياري از كلاس هاي مونته سوري براي بالابردن كيفيت آموزشي از يك مربي موسيقي استفاده مي كنند. در كلاس آزادي هاي زيادي براي كودك درنظر گرفته شده است. اصل بنيادي شيوه ي آموزشي مونته سوري، آزادي كودك است. آزادي عمل فردي موجب رشد شخصيت و كمال دانش آموز مي شود. البته داشتن آزادي بيش از حد، براي مثال آزادي در استفاده از وسايلي كه هنوز برايش مجهول هستند و به او معرفي نشده اند، فقط ذهن كودك را مشغول مي كند. يك معلم خوب هميشه مراقب پيشرفت دانش آموزان است. روي مهار تهاي زندگي تأكيد زيادي مي شود. كودكان راجع به انجام برخي كارهاي روزمره بسيار كنجكاو هستند. تمرين چنين فعاليت هايي توانايي هاي حسي، مهارت هاي حركتي، همكاري، قدرت عمل و اعتماد به نفس و استقلال كودك را رشد مي دهد. هدف آينده سازي است. همه مي دانيم كه ويژگي هاي بنيادي مثل شخصيت، گيرايي و آرامش در سال هاي كودكي شكل مي گيرند. براي رشد اين ويژگي ها شيوه ي مونته سوري بسيار مؤثر است و كودكان در هر مقطعي مي توانند از مزاياي آموزشي آن بهره مند شوند. آموزش مونته سوري كودكان را براي تحصيلات و زندگي آتي آماده مي كند و با يك شيوه ي آموزشي سازمان يافته به موفقيت، رشد، استقلال، اعتماد به نفس و عشق نزديك تر مي نمايد. يك معلم خوب و دلسوز درمي يابد كه دانش آموزان نياز دارند به درستي راهنمايي شوند تا به نتيجه ي دلخواهشان برسند. تشويق كردن اما نه با جايزه، از برنامه هاي هر روز است، زيرا كودك به تأييد كارهايي كه انجام مي دهد نياز دارد. آموزشگر بايد دقيق باشد، زيرا تشويق و تحسين او نبايد به كودك احساس فوق العاده بودن و استثنايي بودن را انتقال دهد. علاوه بر آن، معلم كاردان، هميشه كودكان را راهنمايي مي كند تا مطمئن شود كه هريك از كودكان كار خود را به درستي انجام خواهند داد. (سایت دانشگاه الزهرا) در تعلیم و تربیت روش ماریا مونته سوری علاوه بر اینکه بر دیدگاه کودک مداری استوار است تاکید زیادی بر روی یادگیری از راه بکار بردن حس ها و بطور کلی یادگیری از طریق فعالیت های یادگیرنده و راهنمایی های معلم می نماید .وسایل و دستورالعمل های او همگی بروی اعتقاد به اصل یادگیری از طریق فعالیت یادگیرنده متمرکز است .(مقدمات برنامه ریزی پروند،ص 141 ) مونته سوری در شیوه آموزشی خود توجه و تاکید زیادی بر موسیقی ، هارمونی و حرکات ریتمیک در آموزش داشت.تا آنجا که او حتی از شیوه های آموزشی موسیقی نیز انتقاد کرد و آن را نیز متحول نمود. اهالی موسیقی در بیان و تمجید روش کار و شیوه ی آموزشی او ، ضمن اینکه او را «کودید مونته سوری » مینامد در مورد مونته سوری مینویسند: ( به نقل از سایت خانه هنرمندان ) کودید مونته سوری : او یک پزشک بود که به هیچ وجه موسیقی نمی دانست. وی در سال 1907 "خانه کودکان" را برای کودکان 3 تا 7 ساله تاسیس نمود و سعی کرد مسائل آموزشی تربیتی کودکان معلول را مطرح کند و از همین طریق به موسیقی دست یافت. بنابراین، آراء نظرات "مونته سوری" اصلا" موسیقیایی نبودند، بلکه تعلیم و تربیتی بودند. مونته سوری معتقد بود کودک باید در فرایند آموزشی خود عامل فعالی باشد یا باید به او به عنوان یک عامل فعال در فرایند آموزشی خود نگاه کرد. کودک کسی نیست که فقط در معرض اتفاقات قرار گیرد، بلکه کسی است که باید بوسیله اراده اش اتفاقات را بوجود آورد. به همین خاطر ما باید دائما" ساختمان تجربه مداومی را پی ریزی کنیم، چون کودک در هر لحظه ممکن است حرکت متفاوتی را انجام دهد. پس روش آموزش به خود کودک بستگی دارد. مونته سوری پس از همکاری با دوست موسیقیدانش "ماچرونی" (Maccriaronni) اساس دوره های آموزشی خود را بر مبنای درک مفاهیم موسیقی بنیانگذاری کرد. ابتدا صدا ها را دسته بندی نمود و با شیوه های مختلف کودکان را آزمود و تمریناتی را در جهت دقیق شنیدن صداها بعنوان برترین نمود آموزش موسیقی پایه ریزی کرد و معتقد بود بسیاری از فعالیتهای صدایی و غیر صدایی باید به آواز خواندن منجر شود. یعنی بچه ها صداهایی را که می شنوند باید بخوانند. نکته مهم دیگری که در روش مونته سوری حائز اهمیت است، حرکات ریتمیک است که باعث پرورش و رشد جسمانی کودک می شود. برای این منظور نیز "ماچرونی" با تغییر سرعت در قطعاتی که توسط پیانو می نواخت به کودکان می آموخت که چگونه به صداهای مختلفی که با سرعتهای متفاوت اجرا می شوند عکس العمل نشان دهند. ( سایت خانه هنرمندان ) در دومین سمینار تخصصی رویکردهای آموزشی سمینار آشنایی با الگوی «ماریا مونته سوری» به منظور معرفی دیدگاهها و نظرات این مربی کودک ایتالیایی، از سوی انجمن پژوهشی کودکان دنیا روز چهارشنبه دوم اسفندماه در تالار ناصری خانهی هنرمندان ایران برگزار شد. متن بالا خلاصه ای است از زندگی نامه ی این بانو که خواندید...
نام این مدرسه : مجتمع آموزشی مهدوی ( شامل خانه کودک، دبستان ، راهنمائی و ... ) محل آموزشگاه : تهران اولين خانه كودك مونته سوري در ايران با 104، كودك پيش دبستاني و 12 دانش آموز راهنمایي
دوره پيش دبستان (خانه كودك مونته سوري) دوره پيش دبستان به عنوان اولين جايگاه رسمي آموزش، نقش حياتي و بسيار اثرگذار را در تصور ساده و سپيد كودك، رقم مي زند. چگونه بودن اين دوره ، از فضاي فيزيكي تا شخصيت مربيان و روشهاي آموزشي تا حدود زيادي نگاه و باور كودك را نسبت به آموزش رسمي و مدرسه جهت مي دهد. اصول دوره پيش دبستان 1- پرورش اصول معنوي و اخلاقي در كودك 2- توجه به تفاوت هاي فردي كودك 3- هم آموزي 4- پرورش اصل عزت نفس و احترام به خود و ديگران و محيط 5- توجه به تفكر و اصول فرهنگ بومي 6- پرورش حواس كودك با اصول كودك محوري 7- شناخت حدود آزادي و قبول مسئوليت 8- رشد زندگي اجتماعي و مهارت هاي ارتباط 9- رشد مهارت هاي مديريتي 10- آموزش و پرورش مهارت هاي اساسي زندگي و استقلال كودك برنامه و روش آموزش پيش دبستاني روش آموزش در خانه كودك مونته سوري ارتباط مستقيم با مسير طبيعي رشد و سطح توانايي جسماني و رواني كودك دارد. بسته آموزشی که در این آموزشگاه به کودکان و مربیان توصیه میشود شامل کتاب نظریه ها ، کتاب راهکارهای عملی و فیلم آموزشی ، است که در اختیار آنان قرار میگیرد . برنامه آموزش برنامه هاي آموزش در كلاس هاي خانه مونته سوري شامل بخش هاي زير مي باشد: 1- مهارت هاي زندگي 2- فرهنگ و هنر 3- حساب 4- زبان آموزي (فارسي- انگليسي – فرانسه) 5- پرورش حواس (حسي)
مهارت های زندگی : تمرين مهارت های ویژه ای با استفاده از برنامه ها و روشها و وسايل آموزشي هدفمندي كه به رشد شناختی ،روانی –حرکتی و يادگيري آنها كمك مي كند و كودكان را براي تلاش در عرصه کار و زندگی و خانواده و اجتماع آماده مي سازد انجام میگیرد. تمرين چنين فعاليت هايي توانايي هاي حسي، مهارت هاي حركتي، همكاري، قدرت عمل و اعتماد به نفس و استقلال كودك را رشد مي دهد . كودك مي آموزد كه چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و روابط اجتماعی خود را شکل بخشد. تمرين هاي آموزشي اين مهارت او را برای زندگی با دیگران و در کنار همنوعان خود آماده می کند و او را برای زندگی و شهروندی متمدن آماده می سازد و.... برنامـه هـاي آمـوزشـي به صـورت گروهـي و روزانـه سازمانـدهي شده تا به كـودكان فرصت داده شود مهارت هاي فوق را به خوبي بياموزند . آموزش فرهنگ و هنر شامل : 1- جغرافيا 2- تاريخ 3- علوم 4- باله 5- موسیقی 6-هنـرهای تجسمی رياضيات پايه :آموزش رياضي از طريق تجربه كردن و با وسايل كمك آموزشي خاص انجام مي پذيرد. مفاهيم انتزاعي: چهار عمل اصلي، اشكال هندسی، كسرها، سيستم دهدهي اعداد، تفاوت بين اعداد زوج و فرد، ارزش مكاني اعداد و ... نقش اصلي را ايفامي كند زبان آموزي : آموزش زبان براساس آمــوزش چهــار مهــارت شنيداري،گفتاري، خواندن و نوشتن پرورش حواس :تمرين هاي اين مهارت باعث رشد و پرورش فكر كودك مي شود. اين مهارت با استفاده از وسايل آموزشي هدفمندي كه به رشد انگيزه يادگيري آنها كمك مي كند انجام مي شود و كودكان را براي آموزش موضوعات پيچيده ي زبان، رياضي و فرهنگ آماده مي سازد. كودك مي آموزد كه اشكال، رنگ ها، مزه ها،صداها، و بوها را طبقه بندي كند. تمرين هاي آموزشي اين مهارت حواس شنوايي، بينايي، چشايي، لامسه و غيره را تقويت مي كند سایر فعالیتها : قصه گویی، موسیقی، حرکات موزون، کاردستی، تماشای فیلم های کارتون، بازی در حیاط یا با اسباب بازی ها در ساعات معین در روز بازيهاي ورزشي دسته جمعي بدون هيچ رقابت و بدون تعيين برنده و بازنده به منظور آموزش بچهها براي بازي بدون تقلب و دوستانه و همكاري و همياري با يكديگر. اصل بنيادي شيوه ي آموزشي مونته سوري، آزادي كودك است. آزادي عمل فردي موجب رشد شخصيت و كمال دانش آموز مي شود. اصل دیگر تمرکز در کار است ،در کنار اینها ،نظم ،آرامش و سکوت بسیار مورد تاکید است. رشد استقلال ،تمرکز و اعتماد بنفس،پیگیری و علاقه به کارهای دسته جمعی از نتایج کار است .
ای مردم، به راستی که شما را از یک نر و ماده آفریدم و سپس در قوم ها و قبیله های مختلف قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، به راستی که گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. همان خداوند دانا و آگاه است. مجتمع آموزشی شهید مهدوی معتقد است که گفتگوی بچه ها از تمدن های مختلف می تواند نقش اساسی در برقراری صلح پایدار، بردباری، عدالت و تفاهم بین فرهنگی بازی می کند. در این راستا مدرسه، تلاش نموده است تا در هر فرصتی و مکانی که امکان داشته باشد روابط بین الملل برقرار سازد. عضویت در سازمان های زیر از جمله افتخارات مجتمع آموزشی شهید مهدوی می باشد: شبکه مدارس وابسته به یونسکو (Aspnet)، مدارس لایف لینک، آموزش بین المللی، شبکه منابع (IEARN )، محیط زیست خط روشن (ENO) و موندیالوگو (Mondialogo) نتایج روزی که نظام آموزش و پرورش برای رعایت نمودن آهنگ پیشرفت دانش آموزان ، آموزش را بصورت مقاطع دوره ای درآورد ، همه اندیشه ها بار دیگر بسوی ماریا مانتیسوری متوجه شدند. او از نخستین کسانی بود که این روند پیشرفت را آزموده ، و به آن اندیشیده بود.وی با استفاده از وسایلی توانست آموزش سنتی از طریق آموزگار را با شیوه «خودآموزی» جایگزین سازد در این روش حتی خواندن و نوشتن ،در سنین بسیار پایین اما بطور غیر مستقیم و طبیعی به کودک آموخته میشود .
از دیگرنتایج روش مانتیسوری ایجاد وپرورش روحیه مسئولیت پذیری ،سخاوت ، تفاهم و مشارکت در دانش آموزان است . نگارشها و روش مانتیسوری در تمام جهان شناخته شده و از محبوبیت خاصی برخوردار است .
این مربی بهمراه مربیان دیگری چون پستالوتسی ،فروبل ، پیاژه و دیویی ، با تأکید بر اهمیت دوران کودکی در شکل گیری شخصیت، با ارائه روشهای تربیتی مبتنی بر روانشناسی کودک، بزرگسالان را متوجه مسئولیت مهمی نمودند که در تعلیم و تربیت کودکان دارند و روشهایی را ارائه دادند که در طی دهه های گذشته همواره الهام بخش معلمان و مسئولین آموزش و پرورش کودکان در سراسر دنیا بوده است. مربیان فوق ضمن پژوهشهای علمی خود با تأسیس خانه های کودکان ضرورت ایجاد محیطی را برای کودکان توصیه و تشویق نموده اند که در آن جا کودکان پیش از ورود به محیط جدی و رسمی دبستان، در محیطی شبیه به خانه زیر نظر مربیان صبور و با صلاحیت قرار گیرند تا مرحلة جدا شدن از خانواده) و کسب تدریجی استقلال را بدون ترس و نگرانی طی کنند و برای انتظارات و الزامات دوران مدرسه آماده گردند.
دکتر مونته سوری در همه نوشته ها و آثار خود به نقش محیط و مربی در رشد همه جانبه کودک تأکید می نماید. وی محیطی را از نظر مادی و اجتماعی توصیه می کندکه با نیازهای کودکان و فعالیتهای آنان منطبق بوده، ابزار و وسایل جذابی در اختیار کودکان قرار دهد تا آنان به آزادی از طریق دستکاری ابزار و به کمک اکتشاف شخصی تواناییهای بالقوه خود را رشد دهند.
آثار مانتیسوری مانتیسوری دارای آثار و مکتوبات چندی است که متاسفانه تاکنون در ایران کمتر به آنها توجه شده است . از جمله این آثار به موارد ذیل میتوان اشاره کرد: ۱- کتاب « کودک » : بررسی ویژگیهای کودک ازسن تولد تا هفت سالگی ۲- کتاب «از کودک تا نوجوان » ۳- کتاب « آموزش و صلح » ۴- کتاب « تفكرات جذاب » ۵- سخنرانی های پرشور و مهیج مانتیسوری در آثار خود با دید نوینی به بررسی کودک و مسائل اومی پردازد. پیشنهاد میشود دست اندرکاران تعلیم و تربیت ، و حتی والدین ، برای آشنایی بیشتر و دقیقتر با روش تربیتی این بانو ، و رفتار صحیح با کودکان ، با رعایت آزادی او ، این آثار را مطالعه نمایند .
انتقاداتی که بر روش مانتیسوری وارد است ؟
الگوهای فعلی مونته سوری موافقان و مخالفان خاص خود را دارد. مخالفان این روش معتقدند که : ۱- با دستاوردهای جدید روان شناسی تحولی نگر و حتی روان شناسی انسان گرا، الگوی مونته سوری نمیتواند پاسخگوی نیازهای آموزشی کودکان در جامعه جهانی امروز باشد. ۲- دیوئی (1915) معتقد است معلم مکتب مانتیسوری گاه آزادی وخلاقیت کودک را محدود میسازد. ۳ - علی رغم نکات مثبتی که در روش مونته سوری وجود داشت، بسیاری از نقطه نظرات او به زودی به فراموشی سپرده شد. چراکه او به کار گروهی اعتقادی نداشت و تجربیاتش بسیار فردی بود. مونته سوری رشد شناختی را متکی بر حذف زندگی اجتماعی و عاطفی کودک می دانست. ۴- در دیدگاه مونته سوری اشیا بهترین آموزگارانند نه اشخاص ،این روش موجبات استقلال را فراهم می آورد ولی چیزهای زیادی از قلم افتاده ،به نظر میرسد یک بعد کامل انسانیت ،یعنی احساسات فراموش شده است.(کریمر 1976) ۵- همچنین زندگی درونی تخیلی کودک و نیز ارزش داستانهای افسانه ای و تخیلی ،نادیده گرفته شده است.
ولی یک نقطه نظر اساسی مونته سوری هیچگاه از یاد نرفت و آن هم این بود :
" بچه ها باید بیاموزند چگونه بیاموزند!؟"
مونته سوری با جدیت و پشتکار خود فلسفه رشد روسو، گزل ، پیاژه و دیگران را در عمل پیاده کرد.او چگونگی امکان دنبال کردن تمایلات خود انگیز کودک و فراهم کردن وسایلی را که به او امکان دهد تا به تنهائی یاد بگیرد نشان داد.
نخستین پزشک زن ایتالیا ، ومشهورترین شخصیت زن ایتالیا درسن 82 سالگی در کشور هلند در سال 1952 میلادی ، درگذشت. روحش شاد و قرین رحمت الهی .
[ چهارشنبه هجدهم فروردین 1389 ] [ 12:47 ] [ محمود رمضانی ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||